بایگانی دسته بندی: دلنوشته های شما

در بخش دلنوشته های شما، مطالب شما که در دسته شعر قرار نمی‌گیرد، بصورت دلنوشته روی سایت دسته‌بندی و منتشر می‌شود. شما در صورت تمایل و علاقه‌مندی به نوشتن شعر می‌توانید به مرور با مطالعه شعر و تمرین و تکرار و همین‌طور شرکت در کارگاه‌های آموزش شعرمان به این توانایی دست پیدا کنید که شعر بنوسید. شعر و مهر بستر مناسبی را برای یادگیری و همچنین دیده شدن آثار شما فراهم کرده است.

از طریق دکمه زیر می‌توانید دلنوشته های خود را برای ما ارسال کنید.

انتشار آثار شما

از امکانات بخش دلنوشته های شما

می‌توانید با ورود به این بخش آثار دیگر عزیزان رو هم مطالعه کنید و نقد و نظرهای خود را در مورد اثر، در بخش دیدگاه اضافه کنید. واضح است در صورتی که خود نیز مطلبی را منتشر کنید می‌توانید از دیدگاه دیگر عزیزان بهره ببرید.

می‌توانید در صورت تمایل تصویری از خودتون یا هر تصویر مرتبط با دلنوشته خود را در بخش تصویر شاخص بارگذاری کنید.

شعر اعتراضی

شعر اعتراضی

شعر اعتراضی در این سرزمین که کودکانش را می کشند این دیوانِ انسان نما دین را دستمایه کرده خدا را هم به دار آویخته اند و سال ها است به ریشِ سکوت و التماسِ مان در حسينيه ها می خندند ما اما دینی جدید بر می آوریم ، به نام [ انسانيت ] و آن[…]

زن ، زندگی ، آزادی.

زن ، زندگی ، آزادی.

زن ، زندگی ، آزادی.   هنگامی که فقر طغیان میکند و فقیر یاغی میشود ؛ لرزه به تن سرمایه‌دار از ترس سرمای دار میوفتد. #زن_زندگی_آزادی

شعله آتش

شعله آتش

شعله آتش   دیگر سراغ شعله آتش زمن مگیر میخواستم شعله شوم سرکشی کنم مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر باز میجویم شعله را باااز میجویم شعله را شعله آریایی در رگ و ریشه من است امید دارم امید دارم امید

زن زندگی آزادی

زن زندگی آزادی

زن زندگی آزادی   شب از ناله آکنده بود. خسته و مجروح. زنی آن‌سوی دیوار نشسته، با موهای به رنگ شب و لباسی از جنس ابریشم اما خاکی و غبارآلود و با چشمانی رنج‌دیده خیره به موریانه‌های روی دامنش که بوالهوسانه قصد داشتند پیکرش را تمام ببلعند. بیم‌ناک شبی بود. گورستان آرام، اما در سرِ[…]

از هر چه هست سیر شدیم

از هر چه هست سیر شدیم

از هر چه هست سیر شدیم   نهالی بودیم که ناگهان پیر شدیم به آسمان رفتیم و زمین گیر شدیم یک قدم فاصله تا عرش نمانده است از هر چه که در این فرش است ما سیر شدیم شب ها خواب باران آتش میبینم صبح ها در خون خود تر تر از خیس شدیم هر[…]

صبح آزادی

صبح آزادی

صبح آزادی   دلم هوای آمدن صبح را دارد، صبحی که با طلوعش، جان ها می بخشد صبحی که انگار دوباره مرا می زاید از غلظت سیاهی ها در برم می کاهد و مرا با سلامی به رنگ سفید آزادی دلخوش تر از پیش می کند دلم صبح را هر شب از پرنده ی شبگرد[…]

رویائی داشتم

رویائی داشتم

رویائی داشتم   من رویائی داشتم، که در خواب هیچ انسانی بیدار نشد رویای من، در ره آزادی پیر گشت اما، تسلیم رگبار نشد و طلوع رهائی اش، مشتی نشسته بر دهان سفاکان رویائی که خوابم را ربوده بود، هیچگاه تکرار نشد #زن_زندگی_آزادی

گره های امید

گره های امید

گره های امید   فصلی ناشناخته گیسویی بافته شده از گره های امید از بلندای زاگرس مغرور رو به سرزمین آفتاب آویخته شده است و خورشید گره به گره صعود می‌کند روبه طلوع آنها پابر گلوی آزادی گذاشتند و وحشت وحشتی تلخ راهمه جا حکمفرما کردند از وحشت همه‌ی درو پیکر شهر را سکوت گرفت[…]

زن زندگی آزادی

زن زندگی آزادی

زن زندگی آزادی   به میان دریا اگرگام برداریم تنها یک قدم پس ازساحل ناامیدی از نهال روشنی غنچه رهایی میدمد آوایی به گوش خواهدرسید آوایی به رنگ سپیده دم فردا آوای زنی که زیرباران نگاراشک میبنددبه خون به نگاهش فریادمی کشدزندگی به گیسوانش نغمه می خواندآزادی س.ساقی زن زندگی آزادی

زن زندگی آزادی

زن زندگی آزادی

‏زن زندگی آزادی   در سیاه ترین شب ها خفه کردند مَه را غبار جهل براین مغز های تاریک است به سرمای شمعی شعله فریاد ببخش خانه به سکوتی ویران تاریک است نورا پس کی برآیی ز افق دیوصفتان می خندند ، آسمان تاریک است کشتند و بریدند نفس مَه را خبری نیست فقط برماجان[…]

پرسپولیس بی دفاع

پرسپولیس بی دفاع

پرسپولیس بی دفاع   عشقم تاراج حملات چنگیز خان قلبم مستعمره ی ملکه انگلستان   مژه هایت نیزه ی اسکندر مقدونی دل من پرسپولیس بی دفاع ایران   دکتر سجاد فرهمند

ماه بانو

ماه بانو

ماه بانو   ماه نگاه می کند شب لطیف می شود سکوت دعا می‌کند ما نجوا ماه خسوف می کند شب عمیق می شود سکوت مبهم ما فریاد ماه هبوط می کند شب دلیر می شود سکوت درگیر می شود ما زنجیر ماه رمز می شود شب پلید می شود سکوت سرریز می شود ما[…]

chat