بایگانی برچسب: شعر کلاسیک

شعر رمیده هوشنگ ابتهاج

خسته و بیماروش به گردنم آویخت – رمیده

خسته و بیماروش به گردنم آویخت – شعر رمیده هوشنگ ابتهاج   خسته و بیماروش به گردنم آویخت آن هوس انگیز دلبر ِ گنه آموز دیده اش آشفته از خمار ِ هوس بار گونه اش از آتش ِ گناه گل افروز چنگ فرو برد و گیسوان ِ سیه را نرم ز پیشانی ِ بر آمده[…]

شعر زهرخند هوشنگ ابتهاج

بیا نگارا بیا ، بیا در آغوش ِ من – زهرخند

بیا نگارا بیا ، بیا در آغوش ِ من – شعر زهرخند هوشنگ ابتهاج   بیا نگارا بیا ، بیا در آغوش ِ من بزن ز می آتشم ، ببر دل و هوش ِ من ز زلف وا کن گره که مست و آشفته به بریز این مشک را بریز بر دوش ِ من ![…]

شعر ژاله هوشنگ ابتهاج

شب همه شب به بزم باغ ، گلی – ژاله

شب همه شب به بزم باغ ، گلی – شعر ژاله هوشنگ ابتهاج   شب همه شب به بزم باغ ، گلی به صبا بوسه داد و کام گرفت هوسی راند و باده ای پیمود حاصل از عمر ِ بی دوام گرفت دامن از دست داد و مست افتاد تا شرابی ز جام ِ وصل[…]

شعر صبح دروغین هوشنگ ابتهاج

هنوز شب نگذشته ست ای شکیب ِ بزرگ – صبح دروغین

هنوز شب نگذشته ست ای شکیب ِ بزرگ – شعر صبح دروغین هوشنگ ابتهاج   هنوز شب نگذشته ست ای شکیب ِ بزرگ بمان که بی تو مرا تاب ِ زنده ماندن نیست ! فروغ ِ صبح ِ دروغین فریب می دهدت خروس ِ تجربه داند که وقت ِ خواندن نیست   پیشنهاد ویژه برای[…]

شعر ماه و مریم هوشنگ ابتهاج

رخسار ِ ماه بین که چه زیبا و روشن است – ماه و مریم

رخسار ِ ماه بین که چه زیبا و روشن است – شعر ماه و مریم هوشنگ ابتهاج   رخسار ِ ماه بین که چه زیبا و روشن است پاکیزه رو چو مریم ِ پاکیزه دامن است خوابیده ماه ِ غمزده ، بر تخت ِ آسمان بیمار و شرمناک ، مگر مریم ِ من است ![…]

شعر گور شب هوشنگ ابتهاج

شب آمد و چیره شد سیاهی – گور شب

شب آمد و چیره شد سیاهی – شعر گور شب هوشنگ ابتهاج   شب آمد و چیره شد سیاهی آرام گرفت مرغ و ماهی تنها منم اشک بار و بیدار ای شب تو زجان ِ من چه خواهی ! بشکیب و منال ای شباهنگ انده مفزا بر این دل ِ تنگ بگذار به درد ِ[…]

شعر گل های یاس هوشنگ ابتهاج

دوش آن رشته های یاس که بود – گل های یاس

دوش آن رشته های یاس که بود – شعر گل های یاس هوشنگ ابتهاج   دوش آن رشته های یاس که بود خفته بر سینه ی دل انگیزت راست گفتی که آرزوی من است که چنان گشته گردن آویزت با چه لبخندهای ناز آلود با چه شیرین نگاه ِ شورانگیز باز کردی ز گردن و[…]

شعر درد گنگ هوشنگ ابتهاج

نمی دانم چه می خواهم بگویم – درد گنگ

نمی دانم چه می خواهم بگویم – شعر درد گنگ هوشنگ ابتهاج   نمی دانم چه می خواهم بگویم زبانم در دهان باز بسته ست در تنگ قفس باز است و افسوس که بال مرغ آوازم شکسته ست نمی دانم چه می خواهم بگویم غمی در استخوانم می گدازد خیال ناشناسی آشنا رنگ گهی می[…]

شعر نوش نگاه هوشنگ ابتهاج

باز واشد ز چشمه نوشی – نوش نگاه

باز واشد ز چشمه نوشی – شعر نوش نگاه هوشنگ ابتهاج   باز واشد ز چشمه نوشی همچو باران زلال ناز و نگاه باز در جام جان من سرداد همچو مهتاب باده ای دلخواه بازم از دست می برد نگهی نگهی چون شراب مستی بخش چه نگاهی که همچو بوی گلاب می شود در مشام[…]

شعر اندوه رنگ هوشنگ ابتهاج

می روی اما گریز چشم وحشی رنگ تو – اندوه رنگ

می روی اما گریز چشم وحشی رنگ تو – شعر اندوه رنگ هوشنگ ابتهاج   می روی اما گریز چشم وحشی رنگ تو راز این اندوه بی آرام نتواند نهفت می روی خاموش و می پیچد به گوش خسته ام آنچه با من لرزش لبهای بی تاب تو گفت چیست ای دلدار این اندوه بی[…]

شعر آشنا سوز هوشنگ ابتهاج

چرا پنهان کنم؟ عشق است و پیداست – آشنا سوز

چرا پنهان کنم؟ عشق است و پیداست – شعر آشنا سوز هوشنگ ابتهاج   چرا پنهان کنم؟ عشق است و پیداست درین آشفته اندوه نگاهم تو را می خواهم ای چشم فسون بار که می سوزی نهان از دیرگاهم چه می خواهی ازین خاموشی سرد؟ زبان بگشا که می لرزد امیدم نگاه بی قرارم بر[…]

شعر آواز نگاه هوشنگ ابتهاج

می شنوم می شنوم آشناست – آواز نگاه تو

می شنوم می شنوم آشناست – شعر آواز نگاه تو هوشنگ ابتهاج   می شنوم می شنوم آشناست موسیقی چشم تو در گوش من موج نگاه تو هم آواز ناز ریخت چو مهتاب در آغوش من می شنوم در نگه گرم توست گم شده گلبانگ بهشت امید این همه گشتم من و دلخواه من در[…]

شعر عشق گمشده هوشنگ ابتهاج

آن شب که بوی زلف تو با بوسه نسیم – عشق گمشده

آن شب که بوی زلف تو با بوسه نسیم – شعر عشق گمشده هوشنگ ابتهاج   آن شب که بوی زلف تو با بوسه نسیم مستانه سر به سینه مهتاب می گذاشت با خنده ای که روی لبت رنگ می نهفت چشم تو زیر سایه مژگان چه ناز داشت در باغ دل شکفت گل تازه[…]

شعر در لبخند او هوشنگ ابتهاج

دیدم و می آمد از مقابل من دوش – در لبخند او

دیدم و می آمد از مقابل من دوش – شعر در لبخند او هوشنگ ابتهاج   دیدم و می آمد از مقابل من دوش خنده تلخی نهاده بر لب پر نوش غم زده چون ماهتاب آخر پاییز دوخته برروی من نگاه غم انگیز من به خیال گذشته بسته دل و هوش ماه درخشنده بود و[…]

شعر آنا هوشنگ ابتهاج

صبح می خندد و باغ از نفس گرم بهار – آنا هوشنگ ابتهاج

صبح می خندد و باغ از نفس گرم بهار – شعر آنا هوشنگ ابتهاج   صبح می خندد و باغ از نفس گرم بهار می گشاید مژه ومی شکند مستی خواب آسمان تافته در برکه و زین تابش گرم آتش انگیخته در سینه افسرده آب آفتاب از پس البرز نهفته ست و ازو آتشین نیزه[…]

شعر تلخ چون باده دلپذیر چو غم هوشنگ ابتهاج

رفت آن یار و داغ صد افسوس – تلخ چون باده دلپذیر چو غم

رفت آن یار و داغ صد افسوس – شعر تلخ چون باده دلپذیر چو غم هوشنگ ابتهاج   رفت آن یار و داغ صد افسوس بر دل داغدار یار گذاشت ما سپس ماندگان قافله ایم او به منزل رسید و بار گذشات در جوانی کنار هم بودیم چون جوانی مرا کنار گذاشت تن به میخانه[…]

شعر دوباره هوشنگ ابتهاج

گر جهان را نبودی این آیین – دوباره

گر جهان را نبودی این آیین – شعر دوباره هوشنگ ابتهاج   گر جهان را نبودی این آیین کی گمان بر دمی ز دشمن و دوست خرد و داد از جهان گم شد ورنه بودی همه جهان من و دوست   پیشنهاد ویژه برای مطالعه  شعر دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما حافظ[…]

شعر بر برگ گل هوشنگ ابتهاج

این لاله ها که در سر کوی تو کشته اند – بر برگ گل

این لاله ها که در سر کوی تو کشته اند – شعر بر برگ گل هوشنگ ابتهاج   این لاله ها که در سر کوی تو کشته اند از اشک چشم و خون دل ما سرشته اند بنگر که سرگذشت شهیدان عشق را بر برگ گل به خون شقایق نوشته اند   پیشنهاد ویژه برای[…]

شعر بانگ دریا هوشنگ ابتهاج

سینه باید گشاده چون دریا – بانگ دریا

سینه باید گشاده چون دریا – شعر بانگ دریا هوشنگ ابتهاج   سینه باید گشاده چون دریا تا کند نغمه ای چو دریا ساز نفسی طاقت آزموده چو موج که رود صد ره و بر آید باز تن توفان کش شکیبنده که نفرساید از نشیب و فراز بانگ دریادلان چنین خیزد کار هر سینه نیست[…]

شعر مست هوشنگ ابتهاج

مست از خواب برانگیختمش – مست

مست از خواب برانگیختمش – شعر مست هوشنگ ابتهاج   مست از خواب برانگیختمش دست در زلف کج آویختمش جام آن بوسه که می سوخت مرا تا لب آوردمش و ریختمش   پیشنهاد ویژه برای مطالعه  شعر دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما حافظ – غزل دهم 10 اشتراکات ساختاری در شعر نیما[…]

شعر سترون هوشنگ ابتهاج

آه در باغ بی درختی ما – سترون

آه در باغ بی درختی ما – شعر سترون هوشنگ ابتهاج   آه در باغ بی درختی ما این تبر را به جای گل که نشاند؟ چه تبر؟ اژدهایی از دوزخ که به هر سو دوید و ریشه دواند بشنو از من که این سترون شوم تا ابد بی بهار خواهد ماند هیچ گل از[…]

شعر گل رویا هوشنگ ابتهاج

تو را می خواهم ای دیرنه دل خواه – گل رویا

تو را می خواهم ای دیرنه دل خواه – شعر گل رویا هوشنگ ابتهاج   تو را می خواهم ای دیرنه دل خواه که با ناز گل رؤیا شکفتی به هر زیبا که دل بستم تو بودی که خود را در رخ او می نهفتی   پیشنهاد ویژه برای مطالعه  شعر دوش از مسجد سوی[…]

شعر حسرت هوشنگ ابتهاج

تا دور گشتی ای گل خندان ز پیش من – حسرت

تا دور گشتی ای گل خندان ز پیش من – شعر حسرت هوشنگ ابتهاج   تا دور گشتی ای گل خندان ز پیش من ابر آمد و گریست به حال پریش من ای گل بهار آمد و بلبل ترانه ساخت دیگر بیا که جای تو خالی ست پیش من   پیشنهاد ویژه برای مطالعه  شعر[…]

شعر دلتنگم هوشنگ ابتهاج

من آن ابرم که می خواهد ببارد – دلتنگم

من آن ابرم که می خواهد ببارد – شعر دلتنگم هوشنگ ابتهاج   من آن ابرم که می خواهد ببارد دل تنگم هوای گریه دارد دل تنگم غریب این در و دشت نمی داند کجا سر می گذارد   پیشنهاد ویژه برای مطالعه  شعر دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما حافظ – غزل[…]

شعر سحرخیزان هوشنگ ابتهاج

سحرخیزان به سرناها دمیدند – سحرخیزان

سحرخیزان به سرناها دمیدند – شعر سحرخیزان هوشنگ ابتهاج   سحرخیزان به سرناها دمیدند نگهبانان مشعل ها دویدند غریو از قلعه ی ویرانه برخاست گرفتاران به آزادی رسیدند   پیشنهاد ویژه برای مطالعه  شعر دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما حافظ – غزل دهم 10 اشتراکات ساختاری در شعر نیما و چند شاعر[…]

شعر گل زرد هوشنگ ابتهاج

بیا با هم بنالیم از سر درد – گل زرد

بیا با هم بنالیم از سر درد – شعر گل زرد هوشنگ ابتهاج   گل زرد و گل زرد و گل زرد بیا با هم بنالیم از سر درد عنان تا در کف نامردمان است ستم با مرد خواهد کرد نامرد   پیشنهاد ویژه برای مطالعه  شعر دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما[…]

شعر گل پرپر هوشنگ ابتهاج

گل پرپر، کجا گیرم سراغت – گل پرپر

گل پرپر، کجا گیرم سراغت – شعر گل پرپر هوشنگ ابتهاج   گل پرپر، کجا گیرم سراغت؟ صدای گریه می آید ز باغت صدای گریه می آید شب و روز که می سوزد دل بلبل ز داغت   پیشنهاد ویژه برای مطالعه  شعر دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما حافظ – غزل دهم[…]

شعر دیر هوشنگ ابتهاج

جوانی گر چه نقش دلپذیر ست

ازو دل بر گرفتن ناگزیرست – شعر جوانی گر چه نقش دلپذیر ست هوشنگ ابتهاج   جوانی گر چه نقش دلپذیر ست ازو دل بر گرفتن ناگزیرست پرید آن خواب نوشین سحرگاه بیا ای دل که هنگام تو دیرست   پیشنهاد ویژه برای مطالعه  شعر دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما حافظ –[…]

شعر شکسته هوشنگ ابتهاج

نگاه چشم بیمارت چه خسته ست – شکسته

نگاه چشم بیمارت چه خسته ست – شعر شکسته هوشنگ ابتهاج   نگاه چشم بیمارت چه خسته ست کبوترجان! که بالت را شکسته ست؟ کجا شد بال پرواز بلندت؟ سفید خوشگلم! پایت که بسته ست؟   پیشنهاد ویژه برای مطالعه  شعر دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما حافظ – غزل دهم 10 اشتراکات[…]

شعر صبح آرزو هوشنگ ابتهاج

خوشا صبحی که چون از خواب خیزم – صبح آرزو

خوشا صبحی که چون از خواب خیزم – شعر صبح آرزو هوشنگ ابتهاج   خوشا صبحی که چون از خواب خیزم به آغوش تو از بستر گریزم گشایم در به رویت شادمانه رخت بوسم، به پایت گل بریزم   پیشنهاد ویژه برای مطالعه  شعر دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما حافظ – غزل[…]

chat