گریزان

شعر گریزان احمد شاملو

شعر گریزان احمد شاملو

 

برای خانمِ عالیه جهانگیر یوشیج
از کوره‌راهِ تنگ گذشتم
نیز از کنارِ گله‌ی خُردی که
زنگِ برنجیِ بزِ پیش‌آهنگ
از دور، طرحِ تکاپوی خسته‌یی را
با جِنگ جِنگِ لُختش
در ذهنِ آدمی
تصویر می‌نهاد…

از پُشتِ بوته، مرغی نالان، هراسناک
پر برکشید و
یک دم
در دره‌های تنگ
موجِ گریزپاییِ پُر وحشت‌اش
چون کاسه‌یی سفالین بشکست
از صخره‌یی به صخره‌یی
از سنگ روی سنگ…

می‌دیدم از کمرکشِ کُهسار
در شیب‌گاهِ دره‌ی تاریک
آن شعله‌ها که در دِه می‌سوخت جای‌جای:
پی‌سوزِ آسیاب
آتش که در اجاق
دودی که از تنور
فانوس‌ها به معبرها
پُرشیب و پیچ‌پیچ…

وآنگاه
دیدم
در پیشِ روی، منظره‌ی کوهسار را
با راهِ پیچ‌پیچان، پیچیده بر کمر.

مشتاق، گفتم:
«ــ ای کوه!
«با خود دلی به سوی تو می‌آورم ز راه
«با قعرِ او حکایتِ ناگفته مرده‌یی.
«آنجا، به دِه، کسانِ مرا دل به من نبود.»

بی‌پاسخی از او گفتم:
«ــ ای کوه!
«رنجی‌ست سوختن
«بی‌التفاتِ قومی، کاندر اجاقِشان
«از سوزِ توست اگر شرری هست،
«بی‌زهرخندِ قومی، کز توست اگر به لب‌هاشان
«امکانِ خنده این‌قدری هست.»

بی‌پاسخی از او
مِه بر گُدارِ سرکش می‌پیچید.

از دور، در شبی که می‌آمد
بر تیزه‌ها فرود
سگ‌های گله، بر شبحِ صخره‌ها، به‌شور
لاییدنی مداوم
آغاز کرده بودند.

اعماقِ دره، با نفسِ سردِ شامگاه،
از نغمه‌های کاکلی و سینه‌سرخ‌ها
می‌مانْد بی‌صدا.

گویی به قله‌هایِ ازاکوه اختران
چون دخترانِ گازُر
خاکستری‌قبای هوا را
ــ از خونِ آفتاب بشسته ــ
در نیل می‌زدند.

فانوس‌های دِه
یک آسمانِ دیگر را، در دره‌ی سیاه
اکلیل می‌زدند.

۱۳۳۹ – یوش

 

 

WhatsApp Image 2022 09 03 at 5.56.02 PM 1

WhatsApp Image 2022 09 03 at 5.56.48 PM 1

 

همچنین بخوانید:

 

پیشنهاد ویژه برای احمد شاملو:

شعر باغ آینه احمد شاملو

شعر شعری که زندگی ست احمد شاملو

شعر عشق عمومی احمد شاملو

شعر تو را دوست می دارم احمد شاملو

 

 

پیشنهاد ویژه برای شما:

گلچین اشعار عاشقانه ی فروغ فرخزاد

شعر صدای پای آب سهراب سپهری

شعر مسافر سهراب سپهری

شعر ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد فروغ فرخزاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

The maximum upload file size: 20 مگابایت. You can upload: image, audio, video, document, spreadsheet, interactive, text, archive, code, other. Drop file here