شعر گردش سایه ها سهراب سپهری

شعر گردش سایه ها سهراب سپهری

شعر گردش سایه ها سهراب سپهری

انجیر کهن سر زندگی اش را می گسترد

زمین باران را صدا می زند

گردش ماهی آب را می شیارد

باد می گذرد. چلچله می چرخد

و نگاه من گم می شود.

ماهی زنجیری آب است ، و من زنجیری رنج‌.

نگاهت خاک شدنی ، لبخندت پلاسیدنی است‌.

سایه را بر تو افکندم تا بت من شوی‌.

نزدیک تو می آیم ، بوی بیابان می شنوم‌: به تو می رسم ،

تنها می شوم‌.

کنار تو تنهاتر شدم . از تو تا اوج تو ، زندگی من گسترده است .

از من تا من ، تو گسترده ای‌.

با تو برخوردم‌، به راز پرستش پیوستم‌.

از تو براه افتادم ، به جلوه رنج رسیدم‌.

و با این همه ای شفاف !

مرا راهی از تو بدر نیست‌.

زمین باران را صدا می زند ، من تو را.

پیکرت زنجیری دستانم می سازم‌،

تا زمان را زندانی کنم‌.

باد می دود ، و خاکستر تلاشم را می برد .

چلچله می چرخد. گردش ماهی آب را می شیارد. فواره

می جهد : لحظه من پر می شود.

شعر گردش سایه ها سهراب سپهری

برای ورود به اینستاگرام سهراب سپهری اینجا کلیک کنید.

پیشنهاد ویژه برای سهراب سپهری:

 

شعر پشت دریاها سهراب سپهری

شعر اهل کاشانم – صدای پای آب سهراب سپهری

شعر مسافر سهراب سپهری

شعر ساده رنگ سهراب سپهری

شعر نیلوفر سهراب سپهری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

The maximum upload file size: 20 مگابایت. You can upload: image, audio, video, document, spreadsheet, interactive, text, archive, code, other. Drop file here