شعر پیغام ماهی ها سهراب سپهری

شعر پیغام ماهی ها سهراب سپهری

Loadingذخیره در لیست علاقه‌مندی

شعر پیغام ماهی ها سهراب سپهری

 

رفته بودم سر حوض

تا ببينم شايد عکس تنهايي خود را در آب

آب درحوض نبود

ماهيان مي گفتند

هيچ تقصير درختان نيست

ظهر دم کرده تابستان بود

پسر روشن آب, لب پاشويه نشست

و عقاب خورشيد, آمد او را به هوا برد که برد

به درک راه نبرديم به اکسيژن آب

برق از پولک ما رفت که رفت

ولي آن نور درشت

عکس آن ميخک قرمز در آب

که اگر باد مي آمد دل او پشت چين هاي تغافل مي زد

چشم ما بود

روزني بود به اقرار بهشت

تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي همت کن

و بگو ماهي ها ,حوضشان بي آب است

باد مي رفت به سر وقت چنار

من به سر وقت خدا مي رفتم

 

پیشنهاد ویژه برای سهراب سپهری:

شعر پشت دریاها سهراب سپهری

شعر مسافر سهراب سپهری

شعر ساده رنگ سهراب سپهری

شعر نیلوفر سهراب سپهری

 

در شعر بالا اگر واژه‌ای برایتان غریب آمد، کافی‌ست در قسمت جستجوی سایت بنویسید: معنی …

 

بخش فرهنگ لغات و اصطلاحات

 

مطالب بیشتر در:

سهراب سپهری

 

اشعار سهراب سپهری

 

مجموعه شعر حجم سبز

 

سهراب سپهری در اینستاگرام

رفته بودم سر حوض

شعری که خواندیم به این شکل شروع شد: «رفته بودم سر حوض/ تا ببينم شايد عکس تنهايي خود را در آب/ آب درحوض نبود» آیا با این سطرها برای شروعِ این شعر موافق هستید؟ به نظر شما غیر از این شروع نیز می‌توانستیم شروعِ دیگری داشته باشیم و شعر از چیزی که حالا هست جذاب‌تر و زیباتر باشد؟ به طور یقین سهراب سپهری که از شاعران مهم معاصر ماست دیدگاه و دلایلِ خاص خودش را برای این شروع داشته است، به نظر شما چرا این سطرها را برای شروع شعر انتخاب کرده؟ شما اگر جای سهراب سپهری بودید، این شعر را چگونه شروع می‌کردید؟ و به جای سطرهای پایانی یعنی : «تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي همت کن/ و بگو ماهي ها ,حوضشان بي آب است/ باد مي رفت به سر وقت چنار/ من به سر وقت خدا مي رفتم» از چه سطرهایی استفاده می‌کردید؟

 

دیدگاه شما برای شعر پیغام ماهی ها سپهری

دیدگاه خودتان را در بخش دیدگاه‌ها برای شعر پیغام ماهی ها سهراب سپهری بنویسید. اگر از شعر لذت برده‌اید، بنویسید که چرا لذت برده‌اید و اگر لذت نبرده‌اید، دلیل آن را بنویسید.

اگر نقد یا پیشنهادی برای سایت دارید، به گوش جان می‌شنویم.

اگر عکس‌نوشته‌ای با این شعر درست کرده‌اید، در بخش دیدگاه‌ها اضافه کنید تا با نام خودتان منتشر شود.

پیشنهاد می‌کنیم، این شعر را با صدای خودتان ضبط کنید و در بخش دیدگاه، فایل صدایتان را اضافه کنید تا در سایت منتشر شود.

 

تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی

نام این شعر سهراب سپهری پیغام ماهی ها است اما در میان مردم به ظهر دم کرده تابستان، رفته بودم لب حوض و تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی نیز معروف است.

 

تفسیر شعر پیغام ماهی ها سهراب سپهری

معنی و تفسیر خودتان را از شعر پیغام ماهی ها سهراب سپهری در بخش دیدگاه‌ها اضافه کنید.

متن زیر توسط مرتضا جوشقانی در سال 1387 نوشته شده است. انتشار این متن به معنای تایید کامل محتوای آن نیست، بلکه وب سایت شعر و مهر فضایی ست برای تبادل افکار آزاد.

بي شك پيغام ماهي ها يكي از زيباترين اشعار سهراب سپهري است با مفومي كاملا عرفاني و سمبليك . شعر با بيان مشكل بي آبي ماهيان شروع مي شود و مكالمه ميان ماهيان و شاعر، پيكره اصلي شعر راتشكيل ميدهد. قبل از ترجه شعر ابتدابه شرح و تعريف دو عنصر كليدي شعر يعني “آب “ و “ ماهي “ مي پردازيم .

در فرهنگ سمبل ها درباره ماهي مي خوانيم : ماهي رمز وجود عارف و سالك است .كه در دريا ي بيكران هستي شنا مي كند در دفتر دوم ( مولانا) آمده است :

ماهيان از پير آگه ما بعيد ما شفي زين دولت و ايشان سعيد

در بعضي از آيين هاي آسيايي در قديم ، روحانيون و افراد مذهبي از خوردن ماهي منع شده بودند ؛ زيرا براي آن تفدسي خاص قائل بوده اند . دكتر سيروس شميسا در كتاب خود تحت عنوان “ نگاهي به سهراب سپهري “ مي گويد : ماهي سمبل عارف است كه در درياي هستي دست و پا زده و كشف و شهود مي كند. ماهي رمز ارتباط بين آسمان و زمين است . مصداق ديگر اين مطلب كه اشاره به نگرش خاص سهراب سپهري به اين موجود است را مي توانيم در اين بيت از شعر وي در كتاب مسافر ببينيم :

دچار يعني عاشق

– و فكر كن كه چه تنهاست

اگر كه ماهي كوچك دچار آبي درياي بيكران باشد .

از طرفي سهراب اهل كوير است و بي آبي را تجربه كرده لذا آب براي او اهميت ومعنايي خاص دارد ونگرش خاص او به اين موضوع موجب شده است تا سمبل بسياري از معاني و الفاظ كليدي اش باشد . در شعر معروف “ آب” شاعر به زيبايي همه ما را دعوت به بزرگداشت و رعايت آن ميكند و با زباني بسيار ساده همگان را از گل كردن آن كه به نوعي كفر نعمت و بي احترامي به آن است بازميدارد. او اعتقاد دارد كه هر كسي از پس شناخت و درك درست و واقعي آب بر نمي آيد و فقط مردمان ده بالا( كه كنايه از شهرآرماني اوست) آنرا فهميده اند و درک کرده اند :

مردمان سر رود آب را می فهمند

گل نكردندش

مانيز

آب را گل نكنيم .

امادر شعر” پيغام ماهي ها “ شاعربه شرح غربت و اندوه ماهياني (انسانهايي ) مي پردازد كه از آب كه كنايه از معرفت و شناخت است دور مانده اند . خواهش و تمناي انسانهايي كه شمه اي از معنا را چشيده اند ولي موفق به درك كامل آن نشده اند . آنهايي كه نيازمند يك دم توجه دوباره محبوب اند و ملتمسانه همه آنها يي كه حتي احتمالا امكان حضور و ارتباط با او را پيدا مي كنند را سوال مي گويند كه در نزد محبوب احوال آنان را بازگو نمايند . شعر با سخن شاعر شروع ميشود كه به سراغ محل وجود آب ( التفات و توجه ) يعني حوض ميرود تا دمي با خودش خلوت كرده و يا عكس تنهايي خود رادر آن مشاهده كند . ليكن آبي در حوض نمي بيند ودر گفتگوي وي با ماهيان آنها تقصير عدم وجود آب را متوجه درختان نمي دانند . درختاني كه آنها نيز تنها با آب زنده اند اما نه اينكه سهم ماهيان و بقيه را برده اند ( هيچ تقصير درختان نيست ) كه التفات منبعي لا يتناهي دارد و بهره از آن موجب فقدان و نقصان براي بقيه نمي گردد . ليكن بقول شاعر وجود بعضي از شرايط خاص ( مثل ظهر دم كرده تابستان ) مانع از ابقا، اين التفات گرديده است :

… ظهر دم كرده تابستان بود ،

پسر روشن آب ، لب پاشويه نشست

و عقاب خورشيد ، آمد او را به هوا برد كه برد .

به هر حال علاوه بر آنكه سهراب به مقصود خود ( ديدن عكس تنهايي خود در آب ) نمي رسد ، متوجه مشكل بزرگتر ماهيان مي گردد.

اكسيژن كنايه و رمز حيات و زندگي است موجودات زنده ونيز ماهيان با آب كه حاوي اكسيژن است زنده اند و در يك نگاه ظاهري نبود آب، مرگ را براي آنها به ارمغان خواهد آورد ليكن از اينجا به بعد شاعر ، به زيبايي طرز تفكر و تلقي زيباي عرفا را از زندگي بدين گونه بيان مي كند كه شكايت و گلايه آنها از نبود آب ، نه از بابت ظواهري است كه امكان خودنمايي و نمايش پيدا نكرده اند ؛ ويا زندگيي كه در نبود آب به مخاطره ميافتد ؛ بلكه مشكل آنها عدم امكان درك معنايي است كه در آب نهفته است. بطوريكه در بيت “ به درك راه نبرديم به اكسيژن آب “ آنها به تاكيد كه با اصطلاح “به درك” آمده است، نرسيدن به اكسيژن آب را دليل نگراني و ناراحتي خود نميدانند. از طرفي پولك ماهي ها درمقابل نور خورشيد ميدرخشد و مسلما نبود آب مانع از زيبايي و نمايش وجود و هيات جسم آنها مي شود. ليكن باز آنها شكايت از نبود آب را نيز نه به دليل محو و حذف تلا لو و درخشش پولك پوستشان دارند ( برق از پولك ما رفت كه رفت ) كه مصيبت اصلي همانا نيفتادن عكس آن ميخكي است كه در كنار حوض بوده و تكان آن در آب موجب درك عالمي ديگر مي شده است . كه تصوير آن ميخك در آب براي آنها بسان چشماني بوده كه بهشت ( عالم معني ) را از روزن آن مي ديده اند ( … روزني بود به اقرار بهشت ) و اكنون اين واسطه از آنها حذف گرديده. در آخرين بيت اين شعر ماهيان ملتمسانه التماس دعا دارند و شاعر را سوال ميگويند كه چنانچه خدا را ديدي ( رسيدي ) مشكل بي آبي مارا نزد او بگو . وپيغام بي آبي ما را براي او بيان كن .(تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي همت كن و بگو ماهيها حوضشان بي آب است ) در اينجاست كه بي اختيار به ياد اين بيت حافظ مي افتيم كه :

اي باد اگر به گلشن احباب بگذري زنهار عرضه ده بر جانان پيام ما

مراجع :

اتاق آبي – سهراب سپهري- انتشارات سروش – 1371

نگاهي به سهراب سپهري – دكتر سيروس شميسا – انتشارات مرواريد –1372

هشت كتاب – سهراب سپهري – طهوري- 1380

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

The maximum upload file size: 20 مگابایت. You can upload: image, audio, video, document, spreadsheet, interactive, text, archive, code, other. Drop file here

chat