شعر هیبره نیما یوشیج

شعر هیبره نیما یوشیج

شعر هیبره نیما یوشیج

 

هیبره یک مرغ بدبوی است، آگنده شکم

بال و برهاش از پلیدی ها بچسببیده بهم

او خوراکش خون انسان است و می خوابد جدا

روی دیواری که بالا رفته است از خون ما

هز رمان از نوک او بانگی بر آید جانگداز

ما ز روی بیم جان داریم سوی او نیاز

و بدون فکر سودی و خیالی بارور

می پرستیمش بدو داریم از هرسو نظر

تا نیاید زاو فروپا روی ناهموار جا

سینه های ما است زیر پای ناهموارش وا

تا بخسبد، ما ز چشمان دور می داریم خواب

وز پی یک لحظه حظ اوست، عمریمان عذاب.

لیک وقت واپسین، کاو می شود از ما جدا

می گشاید بال و می دارد دهان گند وا

می پرد و آب و هوا را زهرآگین می کند

تلخ بر ما زندگانی های شیرین می کند.

آذر 1319

قالب شعر: مثنوی

 

کتاب‌های نیما یوشیج را از دست ندهید:

 

مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج
مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج

 

درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج
درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج

 

یادداشت های روزانه نیما یوشیج
یادداشت های روزانه نیما یوشیج

شعر هیبره نیما یوشیج
هیبره نیما یوشیج
هیبره یک مرغ بدبوی است
هیبره از نیما یوشیج
شعر هیبره

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *