شعر هنگام که گریه می دهد ساز نیما یوشیج

شعر هنگام که گریه می دهد ساز نیما یوشیج

شعر هنگام که گریه می دهد ساز نیما یوشیج

 

هنگام که گریه می دهد ساز

این دود سرشت ابر بر پشت

هنگام که نیل چشم دریا

از خشم به روی می زند مشت

زان دیر سفر که رفت از من

غمزه زن و عشوه ساز داده

دارم به بهانه های مانوس

تصویری از او به بر گشاده.

لیکن چه گریستن، چه طوفان؟

خاموش شبی است. هرچه تنهاست.

مردی در راه می زند نی

و آواش فسرده بر می آید.

تنهای دگر منم که چشمم

طوفان سرشک می گشاید.

هنگام که گریه می دهد ساز

این دود سرشت ابر بر پشت.

هنگام که نیل چشم دریا

از خشم به روی می زند مشت.

1327

قالب شعر: چهار پاره

 

کتاب‌های نیما یوشیج را از دست ندهید:

 

مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج
مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج

 

درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج
درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج

 

یادداشت های روزانه نیما یوشیج
یادداشت های روزانه نیما یوشیج

برای مشاهده ی تمام « کتاب های نیما یوشیج » اینجا کلیک کنید

 

شعر هنگام که گریه می دهد ساز نیما یوشیج
هنگام که گریه میدهد ساز
هنگام که گریه میدهد ساز متن
هنگام که نیل چشم دریا
هنگام که گریه
این دودسرتش ابر بر پشت
این دود سرشت ابر بر پشت
زان دیر سفر که رفت از دست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *