شعر همسایگان آتش نیما یوشیج

شعر همسایگان آتش نیما یوشیج

شعر همسایگان آتش نیما یوشیج

 

همسایگان آتش، مرداب و باد تند

بر آتش شکفته عبث دور می زنند

باد: من می دمم که یکسره مرداب را

با شعله های گرم تو

دارم چو خشک رود

مرداب: من در درون روشن گرم تو آب را

جاری نمی کنم.

ره می دهم که بر شوی ای آتش!

رونق فزای و دلکش.

سوزنده تر زیان کن و بی باک تر درآی

اما به میل باد نتابی به روی من

خشکی نه ره بیابد هرگز به سوی من.

تا آن که غرقه ماند این زال گوژپشت

در گنده های آب دهانم.

بک میوه ب درست به شاخی

شیرین و خوش ننشانم.

لیک آتش نهفته به هر دم شدیدتر

با هر تفی به لب،

دل پر امیدتر،

همرنگ بامدادان، رویش سفیدتر

می سورد آنچه هست در این ره پلیدتر.

در حالتی که باد بر او تازیانه ها

هر دم کشیده است،

او در میان خشک و تر آشیانه ها

سوزان دمیده است.

لب های عاشقی ست گشاده به رنگ خون

بیمار دردها که بدان روی زردگون

رو کرده است سوی جهان پر از فسون.

در حالتی که باد گریزنده می رود،

مرداب تیره دل

هم خشک می شود.

در زیر شاخ های پر از میوه،

زالی نشسته برگ و نوا جمله ساخته

روی فلک ز آتش تند است تابناک!

دی 1319

قالب شعر: نیمایی

 

کتاب‌های نیما یوشیج را از دست ندهید:

 

مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج
مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج

 

درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج
درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج

 

یادداشت های روزانه نیما یوشیج
یادداشت های روزانه نیما یوشیج

برای مشاهده ی تمام « کتاب های نیما یوشیج » اینجا کلیک کنید

 

شعر همسایگان آتش نیما یوشیج
همسایگان آتش نیما
شعر همسایگان آتش نیما
همسایگان آتش مرداب و باد تند
شعر همسایگان آتش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *