شعر نزدیک آی سهراب سپهری

شعر نزدیک آی سهراب سپهری

شعر نزدیک آی سهراب سپهری

 

بام را برافكن ، و بتاب ، كه خرمن تيرگي اينجاست‌

بشتاب ، درها را بشكن ، وهم را دو نيمه كن ، كه منم

هسته اين بار سياه‌

اندوه مرا بچين ، كه رسيده است‌.

ديري است‌، كه خويش را رنجانده ايم ، و روزن آشتي

بسته است‌.

مرا بدان سو بر، به صخره برتر من رسان ، كه جدا

مانده ام‌.

به سرچشمه «ناب» هايم بردي ، نگين آرامش گم كردم ، و

گريه سر دادم‌.

فرسوده راهم ، چادري كو ميان شعله و باد،دور از همهمه

خوابستان ؟

و مبادا ترس آشفته شود ، كه آبشخور جاندار من است‌.

و مبادا غم فرو ريزد، كه بلند آسمانه ي زيباي من است‌.

صدا بزن ، تا هستي بپا خيزد ، گل رنگ بازد، پرنده

هواي فراموشي كند.

ترا ديدم ، از تنگناي زمان جستم . ترا ديدم ، شور عدم

در من گرفت‌.

و بينديش ، كه سودايي مرگم . كنار تو ، زنبق سيرابم‌.

دوست من ، هستي ترس انگيز است‌.

به صخره من ريز، مرا در خود بساي ، كه پوشيده از خزه

نامم‌.

بروي ، كه تري تو ، چهره خواب اندود مرا خوش است‌.

غوغاي چشم و ستاره فرو نشست‌، بمان ، تا شنوده آسمان ها

شويم‌.

بدر آ، بي خدايي مرا بياگن‌، محراب بي آغازم شو.

نزديك آي‌، تا من سراسر «من» شوم‌.

 

 

کتاب‌های سهراب سپهری را از دست ندهید:

 

کتاب‌های سهراب سپهری

 

هشت کتاب سهراب سپهری
هشت کتاب سهراب سپهری

 

کتاب از مصاحبت آفتاب
کتاب از مصاحبت آفتاب

 

 

 

شعر نزدیک آی سهراب سپهری
نزدیک آی سهراب
نزدیک آی
شعر نزدیک آی سهراب
بام را برافکن و بتاب
بام را برافکن
غوغای چشم و ستاره فرو نشست
اندوه مرا بچین که رسیده ست
اندوه مرا بچین که رسیده است
اندوه مرا بچین
اندوه مرا بچین رسیده است
دیری ست که خویش را رنجانده ایم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *