بایگانی دسته بندی: فروغ فرخزاد

گلچین اشعار عاشقانه ی فروغ فرخزاد

IMG 20220727 001908 828 1

گلچین اشعار عاشقانه ی فروغ فرخزاد شعر معشوق من فروغ فرخزاد   معشوق من با آن تن برهنهٔ بی شرم بر ساقهای نیرومندش چون مرگ ایستاد خط های بی قرار مورّب اندامهای عاصی او را در طرح استوارش دنبال می کنند معشوق من گویی ز نسل های فراموش گشته است گویی که تاتاری در انتهای[…]

شعر پرنده مردنی ست فروغ فرخزاد

پرنده مردنی ست

شعر پرنده مردنی ست فروغ فرخزاد   دلم گرفته است دلم گرفته است به ایوان می روم و انگشتانم را بر پوست کشیدهٔ شب می کشم چراغ های رابطه تاریکند چراغ های رابطه تاریکند کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده[…]

شعر تنها صداست که می ماند فروغ فرخزاد

تنها صداست که می ماند

شعر تنها صداست که می ماند فروغ فرخزاد   چرا توقف کنم ، چرا ؟ پرنده ها به جستجوی جانب آبی رفته اند افق عمودی است افق عمودی است و حرکت : فواره وار و در حدود بینش سیاره های نورانی می چرخند زمین در ارتفاع به تکرار می رسد و چاه های هوایی به[…]

شعر کسی که مثل هیچ کس نیست فروغ فرخزاد

کسی که مثل هیچ کس نیست

شعر کسی که مثل هیچ کس نیست فروغ فرخزاد من خواب دیده ام که کسی می آید من خواب یک ستارهٔ قرمز دیده ام و پلک چشمم هی می پرد و کفشهایم هی جفت می شوند و کور شوم اگر دروغ بگویم من خواب آن ستارهٔ قرمز را وقتی که خواب نبودم دیده ام کسی[…]

شعر دلم برای باغچه می سوزد فروغ فرخزاد

دلم برای باغچه می سوزد

شعر دلم برای باغچه می سوزد فروغ فرخزاد   کسی به فکر گل ها نیست کسی به فکر ماهی ها نیست کسی نمی خواهد باورکند که باغچه دارد می میرد که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است که ذهن باغچه دارد آرام آرام از خاطرات سبز تهی می شود و حس باغچه انگار[…]

شعر پنجره فروغ فرخزاد

در غروبی ابدی

شعر پنجره فروغ فرخزاد   یک پنجره برای دیدن یک پنجره برای شنیدن یک پنجره که مثل حلقهٔ چاهی در انتهای خود به قلب زمین می رسد و باز می شود به سوی وسعت این مهربانی مکرّر آبی رنگ یک پنجره که دست های کوچک تنهایی را از بخشش شبانهٔ عطر ستاره های کریم سرشار[…]

شعر بعد از تو فروغ فرخزاد

بعد از تو

شعر بعد از تو فروغ فرخزاد   ای هفت سالگی ای لحظهٔ شگفت عزیمت بعد از تو هر چه رفت ، در انبوهی از جنون و جهالت رفت بعد از تو پنجره که رابطه ای بود سخت زنده و روشن میان ما و پرنده میان ما و نسیم شکست شکست شکست بعد از تو آن[…]

شعر تولدی دیگر فروغ فرخزاد

تولدی دیگر

شعر تولدی دیگر فروغ فرخزاد   همهٔ هستی من آیهٔ تاریکیست که تو را در خود تکرار کنان به سحرگاه شکفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد من در این آیه تو را آه کشیدم ، آه من در این آیه تو را به درخت و آب و آتش پیوند زدم زندگی شاید یک[…]

شعر من از تو می مردم فروغ فرخزاد

من ازتو می مزدم

شعر من از تو می مردم فروغ فرخزاد   من از تو می مردم اما تو زندگانی من بودی تو با من می رفتی تو در من می خواندی وقتی که من خیابان ها را بی هیچ مقصدی می پیمودم تو با من می رفتی تو در من می خواندی تو از میان نارون ها[…]

شعر به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد فروغ فرخزاد

به آفتاب سلامی دوباره

شعر به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد فروغ فرخزاد   به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد به جویبار که در من جاری بود به ابرها که فکرهای طویلم بودند به رشد دردناک سپیدارهای باغ که با من از فصل های خشک گذر می کردند به دسته های کلاغان که عطر مزرعه های شبانه را برای[…]