شعر قایق بان نیما یوشیج

شعر قایق بان نیما یوشیج

شعر قایق بان نیما یوشیج

 

بر سر قایقش اندیشه کنان قایق بان

دائماً می زند از رنج سفر بر سر دریا فریاد

اگر کشمکش موج سوی ساحل راهی می داد

*

سخت طوفان زده روی دریاست

ناشکیباست به دل قایق بان

شب پر از حادثه. دهشت افزاست.

*

بر سر ساحل هم لیکن اندیشه کنان قایق بان

ناشکیبا تر بر می شود از او فریاد:

«کاش بازم ره بر خطه ی دریای گران می افتاد!»

1335

قالب شعر: نیمایی

 

کتاب‌های نیما یوشیج را از دست ندهید:

 

مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج
مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج

 

درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج
درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج

 

یادداشت های روزانه نیما یوشیج
یادداشت های روزانه نیما یوشیج

برای مشاهده ی تمام « کتاب های نیما یوشیج » اینجا کلیک کنید

 

شعر قایق بان نیما یوشیج
قایق بان نیما یوشیج
قایقبان نیما یوشیج
بر سر قایقیش اندیشه کنان
بر سر قایقش اندیشه کنان قایق بان
بر سر قایقش نیما
بر سر قایقش نیما یوشیج
شعر نو بر سر قایقش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *