شعر شکپوی سهراب سپهری

شعر شکپوی سهراب سپهری

شعر شکپوی سهراب سپهری

 

بر آبی چین افتاد . سیبی به زمین افتاد

گامی ماند. زنجره خواند

همهمه ای : خندید . بزمی بود . برچیدند

خوابی از چشمی بالا رفت. این رهرو تنها رفت . بی ما رفت

رشته گسست : من پیچم. من تابم. کوزه شکست : من آبم

این سنگ . پیوندش با من کو آن زنبور . پروازش تا من کو

نقشی پیدا آیینه کج ا این لبخند . لب ها کو موج آمد. دریا کو

می بویم. بو آمد . از هر سو . های آمد . هو آمد . من رفتم . «او» آمد . «او» آمد

 

کتاب‌های سهراب سپهری را از دست ندهید:

 

کتاب‌های سهراب سپهری

 

هشت کتاب سهراب سپهری
هشت کتاب سهراب سپهری

 

کتاب از مصاحبت آفتاب
کتاب از مصاحبت آفتاب

 

شعر شکپوی سهراب سپهری
شعر شکپوی
شکپوی سهراب سپهری
بر آبی چین افتاد سهراب
بر آبی چین افتاد سیبی به زمین افتاد
شعر بر آبی چین افتاد سهراب
شعر بر آبی چین افتاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *