شعر شکست کرانه سهراب سپهری

شعر شکست کرانه سهراب سپهری

شعر شکست کرانه سهراب سپهری

میان این سنگ و آفتاب ، پژمردگی افسانه شد

درخت ، نقشی در ابدیت ریخت‌

انگشتانم برنده ترین خار را می نوازد

لبانم به پرتو شوکران لبخند می زند

این تو بودی که هر وزشی ، هدیه ای نا شناس به دامنت

می ریخت ؟

و اینک هر هدیه ابدیتی است‌.

این تو بودی که طرح عطش را بر سنگ نهفته ترین چشمه کشیدی ؟

واینک چشمه نزدیک ، نقشش در خود می شکند.

گفتی نهال از طوفان می هراسد.

و اینک ببالید ، نو رسته ترین نهالان‌!

که تهاجم بر باد رفت‌.

سیاه ترین ماران می رقصند.

و برهنه شوید، زیباترین پیکرها!

که گزیدن نوازش شد.

شعر شکست کرانه سهراب سپهری

برای ورود به اینستاگرام سهراب سپهری اینجا کلیک کنید.

پیشنهاد ویژه برای سهراب سپهری:

 

شعر پشت دریاها سهراب سپهری

شعر اهل کاشانم – صدای پای آب سهراب سپهری

شعر مسافر سهراب سپهری

شعر ساده رنگ سهراب سپهری

شعر نیلوفر سهراب سپهری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

The maximum upload file size: 20 مگابایت. You can upload: image, audio, video, document, spreadsheet, interactive, text, archive, code, other. Drop file here