شعر شب هم آهنگی سهراب سپهری

شعر شب هم آهنگی سهراب سپهری

شعر شب هم آهنگی سهراب سپهری

لب‌ها مي لرزند. شب مي تپد.جنگل نفس مي كشد

پرواي چه داري، مرا در شب بازوانت سفر ده

انگشتان شبانه ات را مي فشارم ، و باد شقايق دور دست را پرپر مي كند

به سقف جنگل مي نگري: ستارگان در خيسي چشمانت مي دوند.

بي اشك ، چشمان تو نا تمام است، و نمناكي جنگل نارساست.

دستانت را مي گشايي ، گره تاريكي مي گشايد.

لبخند مي زني ، رشته رمز مي لرزد.

مي نگري ، رسايي چهره ات حيران مي كند.

بيا با جاده پيوستگي برويم.

خزندگان در خوابند. دروازه ابديت باز است.آفتابي شويم.

چشمان را بسپاريم ، كه مهتاب آشنايي فرود آمد.

لبان را گم كنيم، كه صدا نا بهنگام است.

در خواب درختان نوشيده شويم ، كه شكوه روييدن در ما مي گذرد.

باد مي شكند ، شب راكد مي ماند. جنگل از تپش مي افتد.

جوشش اشك هم آهنگي را مي شنويم ، و شيره گياهان به سوي ابديت مي رود.

شعر شب هم آهنگی سهراب سپهری

برای ورود به اینستاگرام سهراب سپهری اینجا کلیک کنید.

پیشنهاد ویژه برای سهراب سپهری:

 

شعر پشت دریاها سهراب سپهری

شعر اهل کاشانم – صدای پای آب سهراب سپهری

شعر مسافر سهراب سپهری

شعر ساده رنگ سهراب سپهری

شعر نیلوفر سهراب سپهری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

The maximum upload file size: 20 مگابایت. You can upload: image, audio, video, document, spreadsheet, interactive, text, archive, code, other. Drop file here