شعر در شب تیره نیما یوشیج

شعر در شب تیره نیما یوشیج

شعر در شب تیره نیما یوشیج

در شب تیره چو گوری که کند شیطانی

وندر آن دلم افسایش را

دهد آهسته صفا

ز یک وز یک. ز یک زایی

لحظه ای نیست که بگذاردم آسوده بجا

بال ار او خیسیده،

پای از و پیچیده،

شده پر چینش دامی و منش دام گشا

معرفت نیست، دریغا! در او

(آن دل هرزه درا)

که به جای آوردم؛

وانهد با خود، در راه مرا.

ز یک وز یک. ز یک زایی

لحظه ای نیست که بگذاردم آسوده به جا

1327

قالب شعر: نیمایی

 

کتاب‌های نیما یوشیج را از دست ندهید:

 

مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج
مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج

 

درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج
درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج

 

یادداشت های روزانه نیما یوشیج
یادداشت های روزانه نیما یوشیج

برای مشاهده ی تمام « کتاب های نیما یوشیج » اینجا کلیک کنید

 

شعر در شب تیره نیما یوشیج
در شب تیره نیما یوشیج
در شب تیره چو گوری
شعر در شب تیره از نیما یوشیج

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *