شعر در دیاری دیگر سهراب سپهری

شعر در دیاری دیگر سهراب سپهری

شعر در دیاری دیگر سهراب سپهری

ميان لحظه و خاك ، ساقه گرانبار هراسي نيست

همراه! ما به ابديت گل ها پيوسته ايم

تابش چشمانت را به ريگ و ستاره سپار

تراوش رمزي در شيار تماشا نيست.

نه در اين خاك رس نشانه ترس

و نه بر لاجورد بالا نقش شگفت.

در صداي پرنده فروشو.

اضطراب بال و پري سيماي ترا سايه نمي كند.

در پرواز عقاب

تصوير ورطه نمي افتد.

سياهي خاري ميان چشم و تماشا نمي گذرد.

و فراتر:

ميان خوشه و خورشيد

نهيب داس از هم دريد.

ميان لبخند و لب

خنجر زمان در هم شكست.

شعر در دیاری دیگر سهراب سپهری

برای ورود به اینستاگرام سهراب سپهری اینجا کلیک کنید.

پیشنهاد ویژه برای سهراب سپهری:

 

شعر پشت دریاها سهراب سپهری

شعر اهل کاشانم – صدای پای آب سهراب سپهری

شعر مسافر سهراب سپهری

شعر ساده رنگ سهراب سپهری

شعر نیلوفر سهراب سپهری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.