شعر در جوار سخت سر نیما یوشیج

شعر در جوار سخت سر نیما یوشیج

شعر در جوار سخت سر نیما یوشیج

سیصد و نه چنان که سیصد و هشت

خواهد از پیش ذهن ما بگذشت

دست ما بر جبین آن چه نوشت؟

قلب ما با زمان رفته چه کرد؟

گر تو صنعت گری بُدی استاد

صنعت تو به ملّتِ تو چه داد؟

از چه بیچاره ای به خاک افتاد

زیر تیغ تو بودی …*

ای طفل فریب خورده ی خام!

مانده منکوب فکرِ خویش مدام!

تو یقین داری آنچه نیست چو دام

دام بر راه افتخار تو هست؟

هان در این گیر و دار لیل و نهار

می فریبد زمان ترا، هشدار

که چه حاصل شدت در آخر کار

ز آن همه فکرها که کردی تو.

تو که در کار تازه بنیادی

خانهی خویش را صفا دادی

شرم بادت به نام آبادی

خانه ی فکر را صفا ندهی.

لاهیجان. اول فروردین 1309

قالب شعر: چهار پاره

برای ورود به اینستاگرام نیما یوشیج اینجا کلیک کنید

 

پیشنهاد ویژه برای نیما یوشیج:

 

شعر صبح نیما یوشیج

شعر مهتاب نیما یوشیج

شعر نام بعضی نفرات نیما یوشیج

شعرداروگ نیما یوشیج

شعر هست شب نیما یوشیج

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.