دادخواست

شعر دادخواست احمد شاملو

شعر دادخواست احمد شاملو

 

از همه سو،
از چار جانب،
از آن سو که به‌ظاهر مهِ صبحگاه را مانَد سبک‌خیز و دَم‌دَمی
و حتا از آن سویِ دیگر که هیچ نیست
نه له‌لهِ تشنه‌کامیِ صحرا
نه درخت و نه پرده‌ی وهمی از لعنتِ خدایان، ــ
از چار جانب
راهِ گریز بربسته است.
درازای زمان را
با پاره‌ی زنجیرِ خویش
می‌سنجم
و ثقلِ آفتاب را
با گوی سیاهِ پای‌بند
در دو کفه می‌نهم
و عمر
در این تنگنایِ بی‌حاصل
چه کاهل می‌گذرد!

قاضیِ تقدیر
با من ستمی کرده است.
به داوری
میانِ ما را که خواهد گرفت؟

من همه‌ی خدایان را لعنت کرده‌ام
همچنان که مرا
خدایان.
و در زندانی که از آن امیدِ گریز نیست
بداندیشانه
بی‌گناه بوده‌ام!

۱۳۳۶

 

 

WhatsApp Image 2022 09 03 at 5.56.02 PM 1

WhatsApp Image 2022 09 03 at 5.56.48 PM 1

 

همچنین بخوانید:

 

پیشنهاد ویژه برای احمد شاملو:

شعر باغ آینه احمد شاملو

شعر شعری که زندگی ست احمد شاملو

شعر عشق عمومی احمد شاملو

شعر تو را دوست می دارم احمد شاملو

 

 

پیشنهاد ویژه برای شما:

گلچین اشعار عاشقانه ی فروغ فرخزاد

شعر صدای پای آب سهراب سپهری

شعر مسافر سهراب سپهری

شعر ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد فروغ فرخزاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

The maximum upload file size: 20 مگابایت. You can upload: image, audio, video, document, spreadsheet, interactive, text, archive, code, other. Drop file here