شعر تب شیرین سهراب سپهری

شعر تب شیرین سهراب سپهری

شعر تب شیرین سهراب سپهری

 

رویا زدگی شکست : پهنه به سایه فرو بود

زمان پرپر می شد

از باغ دیرین ، عطری به چشم تو می نشست

کنار مکان بودیم. شبنم دیگر سپیده همی بارید.

کاسه فضا شکست. در سایه – باران گریستم، و از چشمه غم بر آمدم.

آلایش روانم رفته بود. جهان دیگر شده بودم.

در شادی لرزیدم ، و آن سو را به درودی لرزاندم.

لبخند در سایه روان بود . آتش سایه ها در من گرفت : گرداب آتش شدم.

فرجامی خوش بود: اندیشه نبود.

خورشید را ریشه کن دیدم.

و دروگر نور را ، در تبی شیرین ، با لبی فرو بسته ستودم.

 

 

کتاب‌های سهراب سپهری را از دست ندهید:

 

کتاب‌های سهراب سپهری

 

هشت کتاب سهراب سپهری
هشت کتاب سهراب سپهری

 

کتاب از مصاحبت آفتاب
کتاب از مصاحبت آفتاب

 

 

 

 

شعر تب شیرین سهراب سپهری
تب شیرین سهراب
شعر تب شیرین
رویا زدگی شکست
پهنه به سایه فرو بود
لبخند در سایه روان بود سهراب
از باغ دیرین عطری به چشم تو می نشست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *