شعر تا گل هیچ سهراب سپهری

شعر تا گل هیچ سهراب سپهری

شعر تا گل هیچ سهراب سپهری

مي رفتيم، و درختان چه بلند ، و تماشا چه سياه

راهي بود از ما تا گل هيچ

مرگي در دامنه ها ، ابري سر كوه ، مرغان لب زيست

مي خوانديم : بی تو دري بودم به برون، و نگاهي به كران، و صدايي به كوير

مي رفتيم، خاك از ما مي ترسيد، و زمان بر سر ما مي باريد.

خنديديم: ورطه پريد از خواب ، و نهان ها آوايي افشاندند.

ما خاموش ، و بيابان نگران، و افق يك رشته نگاه.

بنشستيم، تو چشمت پر دور، من دستم پر تنهايي، و زمين ها پر خواب.

خوابيديم. مي گويند: دستي در خوابي گل مي چيد.

شعر تا گل هیچ سهراب سپهری

برای ورود به اینستاگرام سهراب سپهری اینجا کلیک کنید.

پیشنهاد ویژه برای سهراب سپهری:

 

شعر پشت دریاها سهراب سپهری

شعر اهل کاشانم – صدای پای آب سهراب سپهری

شعر مسافر سهراب سپهری

شعر ساده رنگ سهراب سپهری

شعر نیلوفر سهراب سپهری

دیدگاهتان را بنویسید