شعر تا صبح دمان نیما یوشیج

شعر تا صبح دمان نیما یوشیج

شعر تا صبح دمان نیما یوشیج

تا صبح دمان، در این شب گرم

افروخته ام چراغ. زیراک

می خواهم برکشم بجاتر

دیواری در سرای کوران

بر ساخته ام نهاده کوری

انگشت که عیبهاست با آن،

دارد به عتاب کور دیگر

پرسش که چراست این، چرا آن؟

وینگونه به خشت می نهم خشت

در خانه ی کور دیدگانی

تا از نف آفتاب فردا

بنشانمشان به سایبانی.

افروخته ام چراغ از این رو

تا صبح دمان. در این شب گرم،

می خواهم برکشم بجاتر

دیواری در سرای کوران.

اسفند 1329

قالب شعر: نیمایی

 

برای ورود به اینستاگرام نیما یوشیج اینجا کلیک کنید

 

پیشنهاد ویژه برای نیما یوشیج:

 

شعر صبح نیما یوشیج

شعر مهتاب نیما یوشیج

شعر نام بعضی نفرات نیما یوشیج

شعرداروگ نیما یوشیج

شعر هست شب نیما یوشیج

 

کتاب‌های نیما یوشیج:

مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج

مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج

درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج

درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج

یادداشت های روزانه نیما یوشیج

یادداشت های روزانه نیما یوشیج

دیدگاهتان را بنویسید