شعر بشارت نیما یوشیج

شعر بشارت نیما یوشیج

شعر بشارت نیما یوشیج

 

ای ستمدیده مرد! شوبیدار

رفت نحسی قرن ها بر باد

نحسی بخت این زمان بشکست

به گدایان همه بشارت باد

بخت بد خفته است و مدهوش است

تا به خواب اندر است این شیاد

زود خیزید و چاره ای سازید

تا کنیدش ز بیخ و از بنیاد

جنگ امروز حامی ضعفاست

هر کجا می رود زند فریاد:

«کای اسیران فقر و بدبختی

به شما رفت ای بسا بیداد

جانتان زین فسانه ها فرسود

داد از این شهر و این صناعت داد

چند باید نشست سست و خموش

بندگی چند با دل ناشاد؟

از زمین برکنید آبادی

تا به طرح نوی کنیم آباد

به زمین زنگ خون بیاید زد

مرگ یا فتح، هرچه بادا باد

یا بمیریم جمله یا گردیم

صاحب زندگانی آزاد …»

فکر آسایش و رفاه کنیم

وقت جنگ است رو به راه کنیم.

قالب شعر: چهار پاره

 

کتاب‌های نیما یوشیج را از دست ندهید:

 

مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج
مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج

 

درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج
درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج

 

یادداشت های روزانه نیما یوشیج
یادداشت های روزانه نیما یوشیج

 

 

شعر بشارت نیما یوشیج
ای ستمدیده مرد شو بیدار
ای ستمدیده مرد نیما یوشیج
بشارت نیما یوشیج
شعر بشارت از نیما یوشیج
ای ستمدیده مرد از نیما یوشیج

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *