شعر بر فراز دشت نیما یوشیج

شعر بر فراز دشت نیما یوشیج

شعر بر فراز دشت نیما یوشیج

 

بر فراز دشت باران است، باران عجیبی

ریزش باران، سر آن دارد از هر سوی وز هر جا

که خزنده، که جهنده، از ره آوردش به دل یابد نصیبی.

باد لیکن، این نمی خواهد.

گرم در میدان دویده، بر زمین می افکند پیکر.

با دمش خشک و عبوس و مرک بارآور.

از گیاهی تا نه دل سیراب آید،

بر ستیز هیبتش هر دم می افزاید.

زیر و رو می دارد از هر سو

رست های تشنه و تر را،

هر نهال بارور را.

باد می غلتد

غش در او، در مفصلش افتاده، می گرداند از غش روی.

چه بناهنگام فرمانی،

با دم سردی که می پاید!

از زن و از مرگ هم،

با قدرت موفور؛

این چنین فرمان نمی آید!

باد می جوشد.

باد می کوشد

کاورد با نازک آرای تن هر ساقه ای در ره نهیبی.

بر فراز دشت باران است. باران عجیبی!

1328

قالب شعر: نیمایی

 

کتاب‌های نیما یوشیج را از دست ندهید:

 

مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج
مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج

 

درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج
درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج

 

یادداشت های روزانه نیما یوشیج
یادداشت های روزانه نیما یوشیج

برای مشاهده ی تمام « کتاب های نیما یوشیج » اینجا کلیک کنید

 

شعر بر فراز دشت نیما یوشیج
شعر بر فراز دشت
بر فراز دشت نیما یوشیج
بر فراز دشت باران است
شعر باران
شعر باران نیما یوشیج

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *