شعر برف نیما یوشیج

شعر برف نیما یوشیج

شعر برف نیما یوشیج

 

زردها بی خود قرمز نشده اند

قرمزی رنگ نینداخته است

بی خودی بر دیوار.

صبح پیدا شده از آن طرف کوه «ازاکو» اما

«وازنا» پیدا نیست

گرته ی روشنی مرده ی برفی همه کارش آشوب

بر سر شیشه ی هر پنجره بگرفته قرار.

وازنا پیدا نیست

من دلم سخت گرفته است از این

میهمانخانه ی مهمان کش روزش تاریک

که به جان هم نشناخته انداخته است:

چند تن خواب آلود

چند تن ناهموار

چند تن ناهشیار.

1334

قالب شعر: نیمایی

 

کتاب‌های نیما یوشیج را از دست ندهید:

 

مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج
مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج

 

درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج
درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج

 

یادداشت های روزانه نیما یوشیج
یادداشت های روزانه نیما یوشیج

برای مشاهده ی تمام « کتاب های نیما یوشیج » اینجا کلیک کنید

 

شعر برف نیما یوشیج
برف نیما یوشیج
شعر برف نیما
زردها بی خود قرمز نشدند
زردها بیهوده قرمز نشدند
زردها بیخود قرمز نشدند
زردها بیخودی قرمز نشدند
زردها بیهده قرمز نشدند
قرمزی رنگ نیانداخته بیهوده بر دیوار
صبح پیدا شده اما آسمان پیدا نیست
صبح پیدا شده
صبح پیدا شده اما
صبح پیدا شده اما وازنا پیدا نیست
من دلم سخت گرفته ست ازین مهمانخانه
من دلم سخت گرفته
من دلم سخت گرفته ست
من دلم سخت گرفته ست از این
من دلم سخت گرفتست
میهمانخانه ی مهمانکش روزش تاریک
که به جان هم نشناخته انداخته است
چند تن خواب آلود
چند تن ناهموار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *