شعر بدهی سهراب سپهری

شعر بدهی سهراب سپهری

شعر بدهی سهراب سپهری

 

آنی بود، درها وا شده بود.

برگی نه ، شاخی نه، باغ فنا شده بود.

مرغ مکان خاموش، آن خاموش، این خاموش ،خاموشی

گویا شده بود.

آن پهنه چه بود:

با میشی گرگی همپا شده بود.

نقش صدا کم رنگ ، نقش ندا کم رنگ ، پرده مگر تا شده بود.

من رفته ، او رفته ، ما بی ما شده بود.

زیبایی تنها شده بود.

هر رودی دریا

هر بودی بودا شده بود.

 

کتاب‌های سهراب سپهری را از دست ندهید:

 

کتاب‌های سهراب سپهری

 

هشت کتاب سهراب سپهری
هشت کتاب سهراب سپهری

 

کتاب از مصاحبت آفتاب
کتاب از مصاحبت آفتاب

 

شعر بدهی سهراب سپهری
شعر بدهی سهراب
شعر بودا سهراب سپهری
آنی بود درها وا شده
هر بودی بودا شده بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *