شعر با قطار شب و روز نیما یوشیج

شعر با قطار شب و روز نیما یوشیج

شعر با قطار شب و روز نیما یوشیج

در نهانخانه ی روزان و شبان دلسرد

سخنانی برجاست

سخنان است آری

از نوای دل افسای تن بیماری

زیر دندانه ی فرتوت شب تیره هنوز

با قطار شب و روز

*

لخته ی دود بیابان گذری

همچنان می گذرد

وز در و بام و شکاف دیوار

راه بیرون شدن از خانه هر آن حرف نهان می سپرد.

*

با قطار شب و روز

که شبان کج و روزان سیه غافله را

می دهد با هم پیوند.

گوش من مدفن آن حرف نهان می ماند

نه به دل خوش آیند.

و به منقار قوی پنجه اش آن حرف نهان

آشیان با رگ من می سازد

وز زبان دل من می آید

هر زمان قدرت اندوز.

گرچه از من بدر او

با قطار شب و روز

*

من چه خواهم گفتن

که چه گفتند دو بیمار به هم

گفت: «آن آهوی خوش» گفت: «رمید»

گفت: «آن نرگس تر» گفت : «فسرد»

اردیبهشت ماه 1328

قالب شعر: نیمایی

 

کتاب‌های نیما یوشیج را از دست ندهید:

 

مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج
مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج

 

درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج
درباره هنر شعر و شاعری نیما یوشیج

 

یادداشت های روزانه نیما یوشیج
یادداشت های روزانه نیما یوشیج

شعر با قطار شب و روز نیما یوشیج
با قطار شب و روز نیما
در نهانخانه ی روزان و شبان دلسرد
در نهانخانه روزان و شبان دلسرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *