شعر اینجا پرنده بود سهراب سپهری

شعر اینجا پرنده بود سهراب سپهری

شعر اینجا پرنده بود سهراب سپهری

 

ای عبور ظریف

بال را معنی کن

تا پر هوش من از حسادت بسوزد

ای حیات شدید

ریشه های تو از مهلت نور

آب می نوشد

آدمی زاد- این حجم غمناک-

روی پاشویه ی وقت

روز سرشاری حوض را خواب می بیند.

ای کمی رفته بالاتر از واقعیت!

با تکان لطیف غریزه

ارث تاریک اشکال از بال های تو می ریزد.

عصمت گیج پرواز

مثل یک خط مغلق

در شیار فضا رمز می پاشد.

من وارث نقش فرش زمینم

و همه انحناهای این حوضخانه.

شکل آن کاسه ی مس

هم سفر بوده با من

از زمین های زبر غریزی

تا تراشیدگی های وجدان امروز.

ای نگاه تحرک!

حجم انگشت تکرار

روزن التهاب مرا بست:

پیش از این در لب سیب

دست من شعله ور می شد.

پیش از این یعنی

روزگاری که انسان از اقوام یک شاخه بود.

روزگاری که در سایه ی برگ ادراک

روی پلک درشت بشارت

خواب شیرینی از هوش می رفت،

از تماشای سوی ستاره

خون انسان پر از شمش اشراق می شد.

ای حضور پریروز بدوی!

ای که با یک پرش از سر شاخه تا خاک

حرمت زندگی را

طرح می ریزی!

من پس از رفتن تو لب شط

بانگ پاهای تند عطش را

می شنیدم.

بال حاضر جواب تو

از سؤال فضا پیش می افتد.

آدمی زاد طومار طولانی انتظار است،

ای پرنده! ولی تو

خال یک نقطه در صفحه ی ارتجال حیاتی.

 

 

 

کتاب‌های سهراب سپهری را از دست ندهید:

 

کتاب‌های سهراب سپهری

 

هشت کتاب سهراب سپهری
هشت کتاب سهراب سپهری

 

کتاب از مصاحبت آفتاب
کتاب از مصاحبت آفتاب

 

 

 

معنی شعر اینجا پرنده بود سهراب سپهری
تفسیر شعر اینجا پرنده بود
ای عبور ظریف
بال را معنی کن
تا پر هوش من از حسادت بسوزد
ای حیات شدید سهراب
ای عبور ظریف سهراب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *